تبلیغات
Darwish Gonabadi - Ho 121 درویش گنابادی - هو 121 - darvish gonabadi
جمعه 31 اردیبهشت 1389

darvish gonabadi

   نوشته شده توسط: Darwish Gonabadi    

12- دلایل اربعه شیعه 12 - Four reasons Shiite

علما و فقها شیعه راههای اثبات احکام شرعی را چهار چیز می دانند که عبارتند از: Shia scholars and jurists ways to prove the religious commandments know four things are:

1- کتاب (قرآن) 1 - Book (Quran)

2- سُنت (حدیث ، فعل ، تقریر معصوم) 2 - Tradition (Hadith, verb, innocent statement)

3- عقل 3 - Intellect

4- اجماع 4 - Consensus

که تمامی احکام شرعی شیعیان از این چهار دلیل اثبات می شوند. Shiite religious orders that all these four reasons are proved. اما متصوفه عملا این چهار دلیل را قبول ندارند. But because these four Mtsvfh actually do not agree. و تمامی احکام و اعمال خود را بدون در نظر گرفتن این چهار دلیل انجام می دهند. And all judgments and their actions, regardless of why these four are doing. به خاطر همین است که در طول تاریخ شکل گیری فرقه های متصوفه در اسلام آنها دچار بدعت های مختلف در دین شده اند . That is why throughout history that the formation of sects in Islam Mtsvfh they develop innovation in religion are different. و کیلومترها فاصله از اسلام ناب محمدی (ص) گرفته اند. And hundreds of miles away from pure Islam Mohammad (PBUH) have been. دین مانند قلعه است و دیوار های محافظ این قلعه فقه است. Religion is like castle walls and protective of this Castle is jurisprudence. حال قلعه ی را فرض کنید که دیوار محافظ نداشته باشد. The castle now assume that there is no protective wall. دیگر این قلعه امن نیست و احتمال هرگونه حمله و گزند را دارد. Another castle is safe and likely any attack and harm is.

دین در نزد متصوفه همین قلعه بدون دیوار است و زمانی که شما به این دین که در نظر صوفی ها وجود دارد حتی به صورت ظاهری و بدون تحقیق عمیق نگاه کنید می بینید که نمی توان نام آن را اسلام دانست و پیروان آن را مسلمان دانست. Religion in the sight of this castle Mtsvfh without walls and when you consider that this religion is the Sufis, even without the apparent depth look at research that can not see the name of Islam and its followers as Muslims knew knew.

انحراف متصوفه حتی به درجه ای می رسد که حتی اقرار می کند ما مسلمان نیستم و اسلام برای مردمان معمولی است. Mtsvfh even to the degree of deviation appears to admit that even we do not Muslim and Islam is for ordinary. و تصوف قبل از اسلام نیز بوده است. Sufism and Islam also has been before. با این توصیفات در مورد تصوف دیگر نمی توان به آنان ایراد گرفت زیرا دیگر آنها در دایره اسلام نبوده و مسلمان نیستند . With these explanations in Sufism can no longer be delivered to them because the other was in the circle of Islam are not Muslims.

13- شرک و تصوف 13 - Shrek and mysticism

در برخی از فرقه های صوفیه عملا و به طور آشکار شرک جلی وجود دارد. Some Sufi sects virtually clear and there is clearly idolatry. آنها عملا قطب را پرستش می کنند و او را خالق خود می دانند. They practically worship their pole and he knows his Creator. فقرا در مراحل بالای سلوک شیطانی خود قطب را خدا دانسته و او را سبب الاسباب عالم می دانند. Poor behavior in stages over the pole with their evil god known him because they know Alasbab world. در نماز خود قطب را تصور کرده و او را در نماز پرستش می کنند و در سوره حمد خطاب به قطب می خوانند (ایاک نعبد و ایاک نستعین ) یعنی فقط قطب را می پرستم و فقط از او استعانت و کمک می خواهم. In his prayer pole and imagine him in prayer and worship are addressed to the pole in Sura Hamd read (and Ayak Ayak Nbd Nstyn) that the pole can only worship and just want to help him and sustentation.

البته لازم الذکر است که بگوئیم این نوع شرک در فرقه ها و سلسله های مختلف قوت و ضعف دارد. It is mentioned of course say that this kind of idolatry and the cult series has different strengths and weaknesses. و یا به عنوان سِر داده می شود و فقرای مبتدی شاید با ده یا پانزده سال نمی توانند متوجه شد. Or as the head is given and the poor beginner perhaps ten or fifteen years can not be found.

14- صوفی و جدایی دین از سیاست (اسلام اُموی) 14 - Sufi and the separation of religion (Islam Umayyad)

متصوفه بر این عقیده هستند که دین از سیاست جداست و کسی که درویش می شود با سیاست بیگانه است. Mtsvfh on the idea that religion and politics separate and Darwish are with someone who is foreign policy. که این کلام از زمان خلافت امویان رواج یافت و در قرون بعدی تقویت یافت و با ظهور متصوفه در قرن دوم هجری تقویت یافت. Word of the Umayyad caliphate of time was introduced in the next century and was strengthened with the advent of the second century AH Mtsvfh was strengthened. حال سوال ما از متصوفه این است که اگر شما مقتدایی خود را علی بن ابی طالب (ع) می دانید پس چرا اینگونه سخن می گوید حضرت امیرالمومنین (ع) خود در تمام عرصه های سیاسی زمان خود حضور داشت و حتی مدتی منصب ظاهری خلافت را نیز قبول کرد. We are asking now is that if you Mtsvfh your Mqtdayy Ali Ibn Abi Talib (AS) you know why these talks Amiralmomenin Prophet (PBUH) in all aspects of political time and even attended the apparent position while the Caliphate also agreed. و در تمام آن بیست و پنج سال که می گویند خانه نشین بود بسیاری از مشکلات آن زمان حکومت اسلامی را رفع کرد. And in all its twenty-five years say that many problems had to stay at home at the time resolve to the Islamic government. همینطور دیگر جانشینان ایشان از امام حسن مجتبی (ع) گرفته وبعد از ایشان امام حسین (ع) و واقعه کربلا که همه جنبه سیاسی داشت و همینطور تا زمان مولانا صاحب الزمان (عج) این امر ادامه دارد. Also his other successors of Imam Hassan Mojtaba (AS) and then taken them Imam Hussein (AS) and the Battle of Karbala was a political as well as all aspects until Maulana Saheb al-Zaman (as) this continues.

ما مسلمانان بر این عقیده هستیم که خداوند حکیم است و بنابر حکمت باید برنامه ای که برای زندگی بشر قرار می دهد از هر حیث کامل باشد والا حکمت الهی زیر سوال می رود پس اسلام که ما مدعی هستیم دین کامل است صد در صد باید در مورد مسائل سیاسی نیز برنامه ای داشته باشد که همینطور هم است. We are Muslims believed that God is wise and wisdom so that a plan for human life puts the full respect of each question is sublime theology of Islam is the religion that we are claiming is complete hundred percent to about political issues also have a program that is also time. اسلام که برای کوچکترین کارهای فردی انسان برنامه دارد برای امر مهمی مانند مسائل سیاسی که یک موضوع اجتماعی و مربوط به تمام افراد جامعه اسلامی می شود برنامه ای نداشته باشد و نسبت به این امر بی تفاوت باشد پر واضح است که با کمی تامل به نادرست بودن این سخنان متصوفه پی می بریم. Islam's work for the smallest man plans for the major political issues such as a social issue related to all of society is not a program is indifferent to it is obviously filled with a little hesitant to be false Mtsvfh these words we realized.

حال اگر قرار بود دین از سیاست جدا بود پیامبر برای چه حکومت اسلامی تشکیل داد و جنگ های فراوانی کرد امیرالمومنین (ع) در زمان خلافتش برای چه این همه جنگ کرد برای چه حضرت امام حسین (ع) قیام کرد برای چه خون خود و یارانش را هدر داد و ... Now if religion and politics were separated from the messenger for what the Islamic government was formed and the frequency of wars in Amiralmomenin (AS) Khlaftsh time for all this war for what what Hazrat Imam Hussain (AS) uprising in his blood and his followers for what waste and ... مسلماً متصوفه که ادعای جدایی دین از سیاست را دارند نمی توانند جواب درستی به اینگونه مسائل بدهند و در این مواقع به توجیه و تاویل مسائل می پردازند. Mtsvfh certainly claim to have separation of religion can not give the right answer to these issues and in this case to justify the pay issues and gloss.

لازم به ذکر است متصوفه در زمانی که قدرت لازم را نداشته باشند بیشتر به اینگونه سخنان روی می آورند اما در زمانی که از قذرت لازم برخوردار باشند نظرشان در مورد مسائل سیاسی عوض می شود مانند صفی الدین اردبیلی و جانشینانش که حتی بدنبال حاکمیت نیز بوده اند. It should be noted Mtsvfh when power may not need more of such remarks on the turn, but when necessary they have Qzrt minds about political change is like Safi Ardebili and that even his successors have followed the rule . در زمان ما نیز این چنین است اگر روزی متصوفه قدرت پیدا کنند که با حکومت مقابله کنند بدون شک چنین کاری را خواهند کرد. In our time such as this is a day to find that Mtsvfh power to deal with the government no doubt will be something like this.

15- متصوفه و تقسیم دین به شریعت و طریقت 15 - Mtsvfh and religion into law and doctrine

متصوفه بر این عقیده هستند که دین به دو قسمت شریعت و طریقت تقسیم می شود. Mtsvfh on the idea that religion and creed in two parts are divided into law. احکام اسلام جزء شریعت است و پوسته و ظاهر دین است و اصل دین و باطن دین طریقت هستند. Sharia rulings of Islam is part and appearance of skin and religion is religion and conscience and principle are religious creed. به جزء مشایخ متصوفه که اسلام شناسان واقعی هستند مابقی عالم نیستند و هیچ مطلبی از دین متوجه می شوند. To those Muslim scholars who Mashayekh Mtsvfh are real and not something the rest of the world are realizing that religion. به غیر از متصوفه کسی به مقامات عرفانی نمی رسد. Mtsvfh anyone except the authorities do not mystical. عرفان را مختص متصوفه می دانند. Sufism specific Mtsvfh know. خود را متصوفه و مابقی را متشرعه می نامند. And the rest of your Mtsvfh Mtshrh call. خود را عالم و متشرعه را جاهل می خوانند. World and its foolish to call Mtshrh. سخنان آنان با دلایل عقلی و نقلی به راحت ترد می گردد0(مطالب در حال تکمیل است ) Remarks and carry them with rational reasons to be tender comfortable 0 (material is being completed)

 

 

مطالب وبلاگ در حال تکمیل است. Blog content is being completed.

 

الاحقر Alahqr   "المحقق طهرانی" "محقق تهرانی" "Almhqq Tehrani" "researcher Tehran"

 


برچسب ها: darvish gonabadi ،

border="0" ALT="Google" align="absmiddle">